به گزارش جویباران، گزاره مشهوری در اقتصاد ایران وجود دارد که ” ایجاد اشتغال بودجه می خواهد” . منظور از بودجه هم مشخص است که بودجه دولتی در قالب یارانه است. در مقابل این گزاره، گزاره دیگری است که می گوید ایجاد اشتغال سرمایه می خواهد. این سرمایه می تواند از اندوخته شخصی یا از شراکت اندوخته های شخصی و یا از طریق وام بانکی ایجاد شود. معتقدان به ضرورت تخصیص بودجه برای اشتغال برای اثبات نظر خود به گزاره صحیح دیگری استناد می کنند: “هزینه تولید در اقتصاد ایران بالاست ” و از این گزاره درست، گزاره غلط دیگری را استنباط می کنند:” بالا بودن هزینه تولید در اقتصاد ایران به علت بالابودن نرخ سود بانکی است” و برای پایین اوردن هزینه تولید باید به وام های بانکی یارانه سود داد.

مهم ترین هزینه تولید در اقتصاد ایران هزینه مبادله است. از ساده ترین هزینه های مبادله می توان به هزینه طولانی بودن زمان دسترسی به وام، کسب مجوز و تغییر کاربری زمین اشاره کرد. به علت بالابودن این هزینه ها، رسیدن از مرحله ایده در یک طرح کارافرینی به مرحله بهره برداری ممکن است چندین برابر زمان مورد نیاز به طول بینجامد و همین امر موجب می شود که هزینه تولید افزایش یابد. به عنوان مثال اگر قرار باشد کارگاهی با صد میلیون تومان سرمایه در مدت سه ماه راه اندازی شود و سود بانکی را ۲۴ درصد در نظر بگیریم کارگاه راه اندازی شده به هنگام بهره برداری که سه ماه پس از اجرایی شدن ایده است ۱۰۶ میلیون تومان بدهکار است. اگر هزینه فرصت کارافرینی که پیگیر این طرح است را ماهیانه ۳ میلیون تومان در نظر بگیریم جمعا ۱۱۵ میلیون تومان برای راه اندازی این کارگاه هزینه شده است. اما در حالتی که هزینه های مبادله و دسترسی به وام و مجوزها بالاست این کارگاه پس از یک سال به بهره برداری می رسد و حتی اگر وام ۱۸ درصد هم دریافت کرده باشد و رشوه هم نداده باشد پس از یک سال این کارگاه ۱۱۸ میلیون تومان بدهکار است که این مبلغ در کنار هزینه فرصت کارافرین پیگیر طرح به ۱۵۴ میلیون تومان می رسد.