به گزارش جویباران، از قرن پنجم پیش از میلاد نام این منطقه، خلیج‌فارس بوده است. در واقع، یونانى‌ها و رومى‌ها و پس از آن‌ها، روم شرقى و امراى عباسى و جغرافى دانان اسلامى همواره این نام را براى این آب‌راه بکار برده‌اند و در کتب تاریخى ازجمله طبرى، یعقوبى و مسعودى نیز همین نام به کار رفته است. پس از ورود پرتغالى‌ها و اسپانیایى‌ها نیز نام خلیج فارس به کار برده شده و در برهه‌اى که انگلیسى‌ها و فرانسوى‌ها وارد شدند نیز نام خلیج‌فارس، همین بوده است و هم‌چنین در دایره‌المعارف انگلیس، آمریکا، شوروى سابق و در اسناد سازمان ملل متحد نام خلیج‌فارس پایدار مانده است. در واقع در تمامى نقشه‌ها و اطلس‌هاى کهن و امروزى، آب‌راه جنوب ایران «خلیج فارس» نامیده شده است. در کشورهاى عربى نیز تا دهه ۷۰ این آب‌راه «خلیج فارس» نامیده مى‌شد. در نقشه‌هاى ارائه‌شده از سوى کشورهاى عربى به دادگاه بین‌المللى هم براى حل اختلافات پیرامون خطوط مرزى نام «خلیج فارس» ذکر شده است. در واقع تمامى اسناد تاریخى نام خلیج فارس را تأیید کرده‌اند. اما برخى کشورهاى عربى که از بحران هویت به‌شدت رنج مى‌برند به‌دنبال تحریف واقعیت‌ها بوده و سعى دارند با به کار بردن اسم‌هاى جعلى دیگر مانند خلیج عربى به‌نوعى علیه هویت و تاریخ ایران اقدام کنند. البته این تلاش‌ها در عرصه بین‌الملل چندان جدى گرفته نشده و این مسأله تنها به شکل نمایشى در دورهمى کشورهاى عربى همواره ذکر مى‌شود.

* اهمیت ژئو استراتژیک خلیج فارس براى ایران‌
منطقه خلیج فارس باتوجه به برخى ویژگى‌هاى منحصر به فرد خود، یکى از مناطق استراتژیک و ژئوپولیتیک دنیا محسوب مى‌شود و از قرن‌ها پیش از زمان تمدن بین النهرین به‌عنوان یک آبراه مهم تجارى و نظامى اهمیت ویژه داشته است. در قرون اخیر، خلیج فارس شاهد حضور و تسلط دولت استعمارى انگلیس در آن‌جا و نیز تداوم سیاست‌هاى دیرینه و استعمارى روس‌هاى تزارى براى دست یابى به آب‌هاى گرم خلیج فارس بوده که همگى حاکى از اهمیت ویژه و راهبردى آن است.

یکى از دلایل اهمیت راهبردى خلیج فارس وجود تنگه هرمز است. «تنگه هرمز» گذرگاهى است هلالى شکل که خلیج فارس را به دریاى عمان متصل مى‌کند. این تنگه یکى از مهم‌ترین تنگه‌ها در بین یازده تنگه مهم دنیاست که براى ابرقدرت‌ها و قدرت‌هاى بزرگ اهمیت اقتصادى و راهبردى زیادى دارد. اهمیت عرض کم تنگه هرمز از این جهت است که در طول سه کیلومتر مسافتى که عرض تنگه بین ۲۱ تا ۲۴ مایل دریایى متغیر است، بخشى از عرض آب‌هاى ساحلى در کشور ایران و عمان بر روى هم منطبق مى‌شود و بنابراین، در فاصله بین آن‌ها دریاى آزادى وجود ندارد. همین امر حساسیت ویژه‌اى را در امر کشتیرانى بین‌المللى در تنگه هرمز ایجاد کرده و مسؤولیت سنگین امنیتى را بر دوش این دو کشور نهاده است. به‌همین‌دلیل دو کشور ایران و عمان از اهمیت راهبردى و جغرافیایى سیاسى ویژه‌اى برخوردارند، به گونه‌اى که دیوید نیوسام، معاون وزیر امور خارجه (وقت) آمریکا، در سال ۱۹۸۰ در یک سخنرانى در دانشگاه «جرج تاون» چنین گفت : «اگر جهان دایره مسطحى باشد و کسى بخواهد مرکز آن‌را بیابد، به یقین مى‌توان گفت که مرکز آن خلیج فارس است. امروزه جایى در جهان به اهمیت این منطقه وجود ندارد که تمامى توجهات را به یک نقطه و با علایقى یک دست، همسان کند. درحال حاضر، براى ادامه سلامت اقتصادى و ثبات جهان، جایى به اهمیت این مرکز وجود ندارد.»

رویترز در این باره مى‌نویسد : «براساس برآورد اداره اطلاعات انرژى آمریکا، در سال ۲۰۱۶، روزانه ۵. ۱۸ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور کرده است که نسبت به سال ۲۰۱۵ افزایش ۹ درصدى را نشان مى‌دهد و رکورد محسوب مى‌شود؛ این رقم ۳۰ درصد تمامى ترانزیت نفت در جهان از طریق دریا را شامل مى‌شود.» براساس بررسى مؤسسه تحلیل آمارهاى نفتى «ورتکسا»، محموله‌هاى نفت خام و میعانات گازى ترانزیت شده از طریق تنگه هرمز در سال ۲۰۱۷ روزانه ۲. ۱۷ میلیون بشکه و این رقم تنها در نیمه نخست سال ۲۰۱۸ روزانه به ۴. ۱۷ میلیون بشکه رسیده است. بیشتر نفت صادراتى عربستان، ایران، امارات، کویت و عراق از طریق این تنگه به بازارهاى جهانى فرستاده مى‌شود. هم‌چنین این آبراه، مسیر عبور تمامى ال ان جى (گاز طبیعى مایع) صادراتى قطر است. عربستان و امارات تلاش کرده‌اند تا با احداث خط لوله‌هاى جایگزین این تنگه را دور بزنند، اما آمارهاى اداره اطلاعات انرژى آمریکا نشان مى‌دهد که این اقدامات موفق نبوده است. روزنامه صهیونیستى‌هاآرتص نیز نوشته است: «یک‌سوم جابه‌جایى دریایى نفت از طریق این تنگه عبور مى‌کند و تنگه هرمز یکى از استراتژیک‌ترین پیوندهاى تولیدکنندگان نفت خام در خاورمیانه با بازارهاى آسیا، اروپا، شمال‌آفریقا و فراتر از آن است.» در کل، علت توجه زیاد به منطقه خلیج فارس در طى قرون گذشته، اهمیت ژئوپلتیک این منطقه است که این اهمیت را در زمان حاضر از دو جهت مى‌توان مشاهده کرد:

موقعیت جغرافیایى خلیج فارس:
خلیج فارس در دوران گذشته به‌عنوان راه نزدیک‌تر غرب به هندوستان داراى اهمیت خاص بوده است. ولى امروزه، در رابطه با کشورهاى حاشیه خلیج فارس این موقعیت ارزش غیر قابل انکار دارد. از یک طرف کشور ایران به‌صورت پل ارتباطى بین شرق و غرب و همینطور به‌صورت حدفاصل بین روسیه تزارى و سپس اتحاد جماهیر شوروى (سابق) و اکنون روسیه و خلیج فارس و دریاى عمان و در نتیجه اقیانوس هند قرار دارد، از طرف دیگر، شبه جزیره عربستان از نظر جغرافیایى دو آب‌راه مهم خلیج فارس – دریاى عمان و بحر احمر را در سواحل خود دارد و از طریق دریاى عرب به اقیانوس هند متصل است. از سه تنگه استراتژیک اقیانوس هند، یعنى تنگه مالاکا، باب المندب و هرمز، دو تنگه اخیرالذکر متصل به شبه جزیره عربستان مى‌باشند. همین طور کانال سوئز نیز در رابطه با بحر احمر و تنگه باب المندب داراى اهمیت است. به عبارت دیگر اعتبار اظهارنظر آلبو کرک مهاجم پرتغالى به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (۱۵۰۷ م) مبنى بر این‌که هر دولتى بر سه تنگه هرمز، باب المندب و مالاکا تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود، تا به امروز همچنان باقى مانده است.

منابع انرژى:
مهم‌ترین موردى که باعث اهمیت فوق‌العاده خلیج فارس شده و حتى سبب دست اندازى و طمع ورزى قدرت‌هاى بزرگ نسبت به آن شده، وجود ذخایر طبیعى به‌خصوص نفت است به گونه‌اى که نام خلیج فارس مساوى با نفت شده است. با نگاهى گذرا به کل ذخایر نفتى شناخته‌شده جهان و سایر مناطق پى به اهمیت این موضوع مى‌بریم. کل ذخایر نفتى شناخته‌شده جهان ۱۰۰۳ میلیارد بشکه اعلام شده است که از این رقم حدود ۶۶۵ میلیارد بشکه یعنى دو سوم کل ذخایر نفتى جهان در خلیج فارس واقع شده است.

حوزه‌ى خلیج فارس هم‌چنین در حدود ۱۹۱۸ تریلیون فوت مکعب ذخیره‌ى گازى (۳۵ درصد کل ذخایر گازى جهان) را دارد. چنین ذخایرى این منطقه را به بزرگ‌ترین مخزن انرژى در جهان تبدیل کرده است. در حال حاضر نفتى که از منطقه ژئوپولیتیک خلیج فارس از سوى ۶ کشور ایران، عراق، کویت، عربستان، امارات متحده عربى و قطر که همگى عضو سازمان کشورهاى صادرکننده نفت (اوپک) هستند به دست مى‌آید نزدیک به ۲۱ میلیون بشکه در روز است؛ در حالى که کل نفت خامى که در جهان به دست مى‌آید نزدیک به ۸۰ میلیون بشکه در روز است. بنابراین نفت خلیج فارس بیش از ۲۵ درصد از نفت مصرفى جهان را تأمین مى‌کند. بر پایه‌ى پیش‌بینى‌ها، مصرف جهانى نفت تا سال ۲۰۲۰ روزانه به ۱۱۱میلیون بشکه خواهد رسید. پس تقاضاى جهانى براى نفت خلیج فارس افزایش خواهد یافت و شاید به ۵۰ میلیون بشکه در روز برسد که در آن صورت سهم منطقه‌ى خلیج فارس در تولید جهانى نفت نزدیک به ۴۵ درصد از کل تولید جهان خواهد بود.

* ایران و خلیج فارس‌
اما اهمیت خلیج فارس براى ایران چیست و خلیج فارس چه پتانسیل‌هایى در اختیار ایران قرارداده است؟ ایران بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشورى است که همواره نقش مهمى را در معادلات و مناسبات منطقه‌اى و فرا منطقه‌اى به‌خصوص در منطقه خلیج فارس بر عهده داشته و اکنون نیز داراى جایگاه ویژه‌اى در منطقه خاورمیانه به‌خصوص در حوزه خلیج فارس است. بنابراین خلیج فارس چه در عرصه داخلى و منطقه‌اى و چه در عرصه بین‌المللى اهمیت وافرى براى ایران دارد و تصمیمات استراتژیک سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران همواره با در نظر گرفتن اهمیت این منطقه اتخاذ و تدوین مى‌شود.

موقیعت ‌بى‌نظیر ایران در خلیج فارس و به‌ویژه اشراف بر تنگه هرمز باعث شده است تا ایران ابزار قدرتمندى در برابر رقبا و دشمنان خود داشته باشد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى با بهره‌گیرى از «مین‌هاى دریایى»، «موشک‌هاى ضد کشتى» و «قایق‌هاى تندرو»؛ یک امنیت پایدار را در خلیج فارس ایجاد کرده و این موضوع باعث ناخشنودى مقامات نظامى و سیاسى آمریکا شده است. نیروى دریایى سپاه پاسداران با اعمال حاکمیت ایران در آب‌هاى سرزمینى همواره به ناوهاى بیگانه هشدار داده به حریم دریایى احترام بگذارند و ناوهاى آمریکایى در زمان عبور از خلیج فارس خود را به دهانه جنوبى «تنگه هرمز» مى‌چسبانند و حرکت مى‌کنند و این یعنى اقتدار جمهورى اسلامى در حفظ حریم آبى. شبکه المیادین در گزارشى مطرح کرده که قدرت نیروى دریایى ایران در قایق‌هاى تندرو نهفته است که مجهز به موشک‌هاى ضد کشتى هستند. نیروى دریایى ایران فعالیت‌هایى سیاسى مثل دیپلماسى دریایى براى ارسال پیام‌هاى دریایى انجام مى‌دهد که در انجام تمرین‌هاى دریایى در واکنش به تمرین‌هاى دریایى آمریکا و اسرائیل در منطقه و به‌خصوص منطقه خلیج فارس تجلى مى‌یابد. علاوه بر این نیروى دریایى ایران براى مقابله با تهدیدات خارجى که هر لحظه احتمال وقوع آن‌ها وجود دارد، مجهز شده است.

در واقع مهم‌ترین سلاحى که موقعیت خلیج فارس به ایران مى‌دهد تنگه هرمز و اشراف ایران بر این تنگه است. ایران با بستن تنگه هرمز در خلیج فارس مى‌تواند اقتصاد جهانى را در شوک فروببرد. ایران ابزارهاى زیادى را براى بستن تنگه هرمز در اختیار دارد:

مین دریایى: طبق گزارش‌بى‌بى سى، ایران ۵ هزار مین دریایى دارد. این مین‌ها، مسلماً به مرور زمان، پیشرفته‌تر شده‌اند و شناسایى آن‌ها براى کشتى‌هاى عبورى سخت خواهد بود. مین‌هاى پر شمار، مسلما ً قدرت ایران براى بستن تنگه را بسیار بالا خواهد برد. ۵ هزار مین، مى‌تواند خلیج فارس را به میدان مین خطرناکى براى همه کشتى‌هاى عبورى، اعم از نظامى و نفت کش تبدیل کند.

ناو و ناوچه: بنابر شواهد، جمهورى اسلامى ایران حداقل ۲۰ ناوچه دارد که همه ساخت داخل است. البته ناو شکن‌هاى دماوند و جماران، ازجمله توانمندى‌هاى دریایى کلاسیک نیروهاى نظامى ایران است که بومى‌سازى شده‌اند.

قایق تندرو: کابوس بزرگ نیروى دریایى آمریکا، قایق‌هاى تندرویى است که به موشک‌هاى کاتیوشا هم مجهزند. با توجه به سرعت بالاى این قایق‌ها و اندازه نسبتا کوچک آن‌ها، آسیب پذیرى آن‌ها پایین و قدرت ضربه زدن آن، بسیار بالاست. این قایق‌ها در جنگ نفت کش‌ها نشان دادند که تا چه حد مى‌توانند نیروى دریایى آمریکا را زمین گیر کنند.

زیر دریایى: این جنگ افزار هم جزو ادوات کلاسیک جنگ دریایى محسوب مى‌شود. ایران حداقل سه زیر دریایى بزرگ دارد. از سوى دیگر بیزنس اینسایدر تخمین مى‌زند که ایران، ۱۳ زیر دریایى کوچک دارد.

موشک: بزرگترین چالش براى نیروهاى ضد ایرانى در هر کجاى دنیا، موشک خواهد بود. تمامى موشک‌هاى ایران، قابلیت ضربه زدن به نفت کش‌ها و کشتى‌هاى نظامى در دریاى عمان، خلیج فارس و حتى کیلومترها دورتر از آن‌را دارند.

در واقع ایران با موقعیت‌بى‌نظیر در خلیج فارس توان بستن تنگه هرمز را دارد. کارشناسان اقتصادى معتقدند در صورت بسته‌شدن تنگه هرمز، بازارهاى جهانى نفت با کمبود ۲۰ میلیون بشکه‌اى مواجه مى‌شوند و احتمال دارد که بهاى نفت از مرز بشکه‌اى ۲۵۰ دلار هم بگذرد، چراکه بسته‌شدن تنگه هرمز به‌معناى توقف صادرات ۹۰ درصد نفت منطقه و توقف معاملات تجارى بسیارى از کشورهاى حوزه‌ى خلیج فارس خواهد بود.

«استفان لانگ» یکى از این اقتصاددانان هشدار داده که احتمال هرگونه شوک نفتى از طریق قطع صادرات نفت، «فاجعه اقتصادى» ایجاد خواهد کرد. دیوید ویس اقتصاددان ارشد مؤسسه استاندارد پورز نیز از بروز شوک نفتى در صورت تشدید تنش‌ها خبر داده است. البته اهمیت تنگه هرمز تنها به‌دلیل صادرات نفت نیست؛ ناوگان پنجم آمریکا به‌عنوان یکى از مهم‌ترین و استراتژیک‌ترین پایگاه‌هاى نظامى جهان در بحرین قرار دارد؛ انواع ناوهاى موشک‌انداز، اسکورت و هواپیمابر به همراه تأسیسات عظیم لجستیکى و هدایت مرکزى آن‌ها در پایگاه بحرین مستقر است، پس اگر جمهورى اسلامى ایران بخواهد این گزینه را عملى کند، قطعا آمریکا با تهدید بزرگى مواجه خواهد شد. البته بستن تنگه هرمز تنها راه تهدید نیست. ایران به‌دلیل کم‌عرض بودن این تنگه و اشراف بر آن، مى‌تواند در مقام مقابله به مثل و در تنگنا قرار دادن حریف، از تمامى کشتى‌هایى که از آب‌هاى سرزمینى آن در تنگه هرمز عبور مى‌کنند، بازرسى نماید.

* نتیجه‌
خلیج فارس همواره به‌عنوان یک منطقه مهم و استراتژیک به شمار رفته است. در این میان موقعیت خاص جغرافیایى ایران و اشراف بر تنگه هرمز، ایران را به‌عنوان مهم‌ترین بازیگر در این منطقه معرفى کرده است. این مسأله به‌عنوان یک ابزار مهم و بازدارنده براى ایران به شمار مى‌رود. اهمیت این مسأله زمانى خواهد بود که کشورهایى مانند آمریکا به‌دنبال ماجراجویى علیه ایران باشند. چراکه هرگونه اختلال در عبور و مرور کشتى هاى نفتى در این تنگه باعث خسارات زیادى به غرب و به‌ویژه آمریکا خواهد شد. البته اهمیت این مسأله تنها به حوزه نفت مرتبط نیست و ایران مى‌تواند از طریق خلیج فارس، پایگاه‌هاى نظامى آمریکا در قطر و بحرین را نیز مورد تهدید قرار دهد. پس از تروریستى اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى از سوى آمریکا، اهمیت این مسأله بسیار زیادشده است. در شرایط کنونى، خلیج فارس در حوزه مأموریتى سپاه قرار داد و ناوهاى آمریکایى باید براى عبور از خلیج فارس از سپاه مجوز بگیرند. هم‌اینک آمریکا حضور ناوگانى گسترده‌اى در پهنه خلیج فارس و دریاى عمان دارد و در صورت برورز هرگونه رفتار نابخردانه، با واکنش سریع سپاه مواجه خواهند شد. شاید از همین رو باشد که بلا فاصله پس از تروریستى اعلام کردن سپاه توسط وزارت خارجه آمریکا، مقامات وزارت دفاع آمریکا اعلام کردند که براى عبور از منطقه خلیج فارس، تابع قوانین جارى بوده و با اعلام و اجازه نیروهاى سپاه در خلیج فارس تردد خواهند کرد.
در واقع ایران در خلیج فارس ابزارها و پتانسیل‌هاى زیادى براى مقابله با تصمیمات برخى کشورها مانند آمریکا در اختیار دارد و دشمن باید در هرگونه رفتار تهاجمى خود با ایران، این پتانسیل‌هاى ایران را در نظر داشته باشد. قطع صادرات نفت، حمله به پایگاه‌هاى آمریکا در خلیج فارس و هدف قراردادن ناوهاى آمریکایى در منطقه، تنها بخشى از پتانسیل‌هایى است که ایران در خلیج فارس مى‌تواند عملیاتى کند.

*محسن رحمانی واسوکلایی

 

منابع
۱- عابدیان احمد، خلیج همیشه فارس: نام خلیج فارس مستند به مدارک تاریخی، تنگه هرمز حیات اقتصادی جهان، چگونگی باز پس گیری جزایر سه گانه … ، انتشارات نوآور،۱۳۸۸

۲- David, D.newsom, United States Policy toward the Gulf, ed. R.G. Walf, Washington. D.C, Georgetown University 1980, P.59.

۳- محمدعلی امامی، عوامل تأثیرگذار خارجی در خلیج فارس، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل، وزارت امور خارجه، تهران، مرکز چاپ و انتشارات امور خارجه، ۱۳۸۱
۴- جلیل روشندل و حسین سیف زاده، تعارضات داخلی، منطقه ای و بین الملل در خلیج فارس، تهران، مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، ۱۳۸۲
۵- جهان‌آرا، حمید؛ بررسی سیاست‌های امنیتی ج. ا. ایران در خلیج فارس، مجله: پژوهش ملل » مرداد ۱۳۹۷، دوره سوم – شماره ۳۲
۶- محمدرضا حافظ نیا و غلامحسین غلامحسین زاده، خلیج‌فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، (ویراستار) ، انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، ۱۳۹۱