به گزارش جویباران،  رهبر معظم انقلاب اسلامى در آستانه روز معلم در دیدار هزاران نفر از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور با انتقاد شدید از کسانی که با قلم یا بیان یا اَشکال دیگر درصدد تضعیف روحیه انقلابى در میان مردم و جوانان هستند، فرمودند: «روحیه انقلابى به‌منزله جان و روح این ملت است و خداوند از کسانی که در این مسئله تشکیک و آن را تضعیف کنند، نخواهد گذشت. البته تصمیم و اقدام انقلابى به معنای بی‌توجهی به‌نقد عالمانه نیست چراکه استقبال از نقد عالمانه، جزو روحیه انقلابى است.»

 

الف) روحیه انقلابى چیست و چه شاخصه‌هایى دارد؟

رهبر معظم انقلاب در آبان ماه ۱۳۹۵ علاج مشکلات کشور را در گرو جوشیدن اراده و استقامت از درون ملّت توصیف کرده و با تصریح بر این‌که؛ آنچه من بر روى آن تکیه مى‌کنم روحیه‌ی انقلابى گرى است؛ این روحیه را باید حفظ کنید، در تبیین معنا و مفهوم روحیه‌ی انقلابى فرمودند: «معناى روحیه انقلابى چیست؟ معنایش این است که یک انسان انقلابى، شجاعت دارد، اهل اقدام است، اهل عمل است، ابتکار مى‌ورزد، بن‌بست‌شکنى مى‌کند، گره‌گشایى مى‌کند؛ از چیزى نمى‌ترسد، به آینده امیدوار است، به امید خدا به سمت آینده‌ى روشن حرکت مى‌کند؛ انقلابى گرى یعنى این.»

معظم له که به مناسبت ۱۳ آبان در رد نظریه کسانی که علاج مشکلات کشور را در گرو کمک‌هاى غرب جستجو کنند، در بیان ویژگى‌هاى روحیه انقلابى ملت به مواردى ازجمله؛ جوشیدن اراده، استقامت از درون، عزم راسخ، ایستادگى، چشم‌ها باز، توکّل به خدا، اعتمادبه‌نفس قوى، شجاعت داشتن، اهل اقدام و عمل، ابتکار ورزى، بن‌بست‌شکنى، گره‌گشایى، نترسیدن، امیدوارى به آینده، امید به خدا، حرکت به سمت آینده‌ى روشن و… اشاره کرده و فرمودند: «اگر به خدا توکّل داشته باشیم و به خودمان اعتماد کنیم، روحیه‌هایمان قوى خواهد بود؛ هم در زمینه‌ى علمى، هم در زمینه‌ى مدیریتی، هم در زمینه‌ى ادارى. آنچه من بر روى آن تکیه مى‌کنم روحیه‌ی انقلابى گرى است؛ این روحیه را باید حفظ کنید.»

 

 ب) چه جریان‌ها و افرادى روحیه انقلابى را تضعیف مى‌کنند؟

در تبارشناسى شخصیت‌ها، گروه‌ها و جریان‌هایى که با روحیه انقلابى مخالفت کرده و سعى در تضعیف آن داشته و دارند، مى‌توان فراتر از گرایشات سیاسى آن‌ها را در دسته‌هاى زیر طبقه‌بندی کرد:

۱) دسته اول معاندان و مخالفان انقلاب اسلامى هستند که تلاش مى‌کنند تا براى امیدوار کردن هم‌قطاران خود، روحیه انقلابى در ایران را پایان‌یافته قلمداد کرده و انقلابیون را در اقلیت نشان دهند.

۲) گروه دوم غرب‌زدگانی هستند که روحیه انقلابى را در نقطه مقابل اندیشه‌هاى خود مى‌بینند. برخى از غرب‌گرایان براى اثبات نظر خود حتى نقاط ضعف و شکست غرب را براى آن‌ها مزیت و با حساب‌وکتاب توصیف مى‌کنند و نقاط قوت خود را امرى اتفاقى و ناپایدار مى‌دانند.

۳) در دسته سوم منفعت‌طلبانی قرار دارند که تفکر و روحیه انقلابى را به زیان خود دیده و با منافع خویش در تضاد یابند.

۴) دسته چهارم جریان‌هاى سیاسى هستند که با نگاه سیاسى و جناحى، مزیت نسبى خود در برابر رقیبشان را در مراوده و تعامل با غرب مى‌دانند. این افراد به‌منظور حذف و تضعیف رقباى سیاسى خود، آن‌ها را انقلابى و انقلابى را مترداف با افراطى‌گرى جلوه مى‌دهند.

۵) دسته آخر کسانى هستند که دانسته یا ندانسته در زمین جنگ روانى دشمن بازى کرده و به هر طریق ممکن روحیه مردم را تضعیف کرده و امید جوانان به آینده را کاهش مى‌دهند.

 

ج) شیوه‌هاى تضعیف روحیه انقلابى‌

۱. بزرگنمایى در تحریم‌هاى اقتصادى دشمن‌

۲. بى‌فایده بودن مقاومت و تلاش‌هاى نظام جهت مقابله با آمریکا

۳. ناامید کردن جوانان از آینده روشن و پیروزى ملت ایران در جنگ اقتصادى‌

۴. تحریک مردم و اقشار آسیب‌پذیر جامعه به ذخیره‌سازى کالا

۵. شایعه‌پراکنی و دامن زدن به مشکلات اقتصادى‌

۶. بازگشت به گذشته به‌عنوان تنها راه‌حل ممکن‌

۷. فقدان دستاوردى افتخارآمیز براى انقلاب اسلامى‌

۸. مترداف خواندن افراطى‌گرى با انقلابى گرى و معرفى انقلابیون به‌عنوان عناصر رادیکالى.

۹. ایجاد بدبینى در جبهه نیروهاى انقلاب و بزرگنمایى در اختلافات درون گفتمانى‌

۱۰. ترجیح منافع حزبى و جناحى بر منافع ملى و عمومى کشور

 

 د) چرا خداوند تضعیف‌کنندگان روحیه انقلابى را نخواهد بخشید؟

۱- عبور از شرایط جنگ اقتصادى کنونى نیازمند روحیه انقلابى مردم و جوانان است و هرگونه اقدام تضعیف‌کننده و خلاف روحیات ایثارگرانِ، امیدبخش و انقلابى همسویى و بازى در زمین دشمنان انقلاب اسلامى محسوب شود.

۲- یکى از اضلاع اصلى جنگ فعلى دشمنان ملت ایران، عملیات روانى و تضعیف روحیه مردم و نومید کردن جوانان است. بر اساس تئورى جنگ‌هاى قرن ۲۱، برنده میدان کسى است که بتواند فکر تسلیم را در اندیشه طرف مقابل بنشاند.

۳- بر اساس جمع‌بندی اتاق‌هاى فکر آمریکا علت اصلى پیروزى و موفقیت جمهورى اسلامى در چهل سال گذشته، حمایت مردم ایران بوده است. لذا براى تسلیم کردن ایران، تنها راه فشار به مردم تا جایی است که حمایت خود از نظام را کاهش دهند. بر این اساس، درصحنه رویارویى آمریکا و ایران، تمرکز بر مردم است. در این شرایط روحیه انقلابى ملت ایران باطل‌السحر نقشه شوم آمریکا به‌حساب مى‌آید. چراکه این روحیه اساس شکل‌گیرى انقلاب و ماندگارى مردم ایران را شکل داده است.

۴- ایمان و باورهاى مذهبى، وجدان و غیرت ملى و عقلانیت جمعى و فردى ایجاب مى‌کند در این شرایط وظیفه رسانه‌ها، تریبون داران، خواص و نخبگان جامعه افزایش روحیه انقلابى مردم و افزایش امید در جوانان باشد. عمل خلاف این وظیفه ملى و اسلامى گناهى نابخشودنى است که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن هشدار دادند.

۵-  هرگونه اقدام عامدانه و سهوى، جاهلانه یا عالمانه‌اى که در شرایط فعلى به تضعیف روحیه انقلابى و غرور ملى ملت ایران منجر شود، خیانت به تک‌تک مردمى است که چهل سال براى مبارزه با استکبار و زورگویى غرب متحمل مشکلات مادى و معنوى زیادى شده‌اند. لذا این اقدام در حال حاضر مصداق حق‌الناس بوده که از نگاه دینى قابل‌بخشش نیست. به‌ویژه آن‌که بخشى از این ملت، عزیزان خود را تقدیم اسلام کرده و بهترین جوانان این ملت جان خود را فدا کرده‌اند. ازاین‌رو، امکان کسب رضایت براى خائنان ممکن نبوده و خداى عادل نیز این‌چنین گناه بزرگى را نخواهد بخشید.

 

*  چگونگى حل مشکلات کشور با روحیه انقلابى؟

۱- افزایش کارآمدى نظام:

راه‌حل مشکلات اقتصادى کشور افزایش کارآمد سازی نظام است. بر اساس نظریه‌هاى کارآمدى، مثلث کارآمدى داراى سه ضلع ایده و نظر، ساختار و کارگزار مفروض است. درواقع نظامى کارآمد است که در سه حوزه «فکر و نظر »، «قوانین و ساختار» و «مجریان و کارگزاران» داراى کارآمدى باشد.

ناکارآمدى حاصل روحیه عافیت‌طلبى و اشرافى گرى، مدیریت تکنوکراتیک و تفکر مادى گرایانه است. درحالی‌که کارآمدى محصول روحیه انقلابى، تفکر بسیجى و مدیریت جهادى است. بنابراین کارآمدى نظام نیازمند سه‌ضلعی است که در یک ضلع آن روحیه انقلابى، در ضلع دوم تفکر بسیجى و در ضلع سوم آن مدیریت و عمل جهادى باشد.

بدیهى است، اگر نظامى از لحاظ ایده، داراى مبانى فکرى کاملاً مادى شد، خروجى آن کسب سود بیشتر به‌جای کسب رضاى خدا خواهد بود و از حیث روحیه و گرایشات، کاملاً دنیاگرا و عافیت‌طلب گردیده و در حوزه اجراء نیز به‌جای عمل جهادى، گرفتار بروکراسى پیچیده و یا کاسب منشى مى‌شود و کارآمدى نخواهد داشت. بالعکس اگر سیستمى در حوزه تفکر و نظر، معنویت طلب و خلوص‌گرا شد و از لحاظ روحى و انگیزشی، انقلابى، خودجوش و پرتحرک و در عمل و اجراء نیز جهادگونه و خستگی‌ناپذیر شد، نظام را کارآمد و پیشرو خواهد ساخت.

۲- کاهش آسیب‌هاى داخلى‌

چنان‌چه مشکلات اقتصادى به‌عنوان اولویت اول مسائل کشور، مورد واکاوى آسیب شناسانه قرار گیرد، در بیان علل و عوامل آن مى‌توان به موارد زیر در سه حوزه تولید، مصرف و مدیریت اشاره کرد:

۱) حوزه کار و تولید:

در نگاه عوام و برخى از جوانان به کار و تولید، تصورات نادرستى وجود دارد که صرفاً به جنبه درآمدى آن نگریسته و اغلب به دنبال کار آسان با درآمد بالا، نظیر استخدام توسط نهادها و سازمان‌هاى دولتى هستند. کار در شرایط فعلى برخلاف فرامین الهى و مذهبى، متأسفانه مقدس و جهاد در راه خدا به‌حساب نمى‌آید. این نگاه با روحیه پرنشاط و تلاش گرانِ انقلابى همخوانى نداشته و منافات دارد.

۲) حوزه مصرف‌

در بخش مصرف نیز اشکالاتى وجود دارد که صرفاً با یک روحیه انقلابى قابل علاج است. یکى از آن‌ها مصرف‌گرایی حاد، تجمل‌گرایی، مدپرستى و استفاده از کالاهاى با برند خارجى است. قناعت، صرفه‌جویی، ساده زیستى و پرهیز از اشرافى گرى و… ازجمله ویژگى‌ها و خصلت‌هاى انقلابى بودن است که چنان‌چه در فرهنگ مصرف نهادینه شود، به بهره‌وری و بهبود اقتصاد ملى کمک خواهد کرد.

۳) حوزه مدیریتى:

در بخش مدیریت که نسبت به سایر موارد، حداقل در شرایط کنونى اهمیت بیشترى دارد، نگاه به بیرون، وابستگى به نفت و عدم سرمایه‌گذاری کافى بر توان خودى، سیاسى کردن مسائل اقتصادى، عدم جدیت لازم در عملیاتى کردن فرامین رهبرى به‌ویژه در اقتصاد مقاومتى و… جملگى مواردى هستند که مغایر با روحیه انقلابى بوده و غالب شدن روحیه انقلابى بر کارشناسان و مدیران اقتصادى با تأکید بر نگاه به درون و تلاش براى عملیاتى کردن اقتصاد مقاومتى قطعاً منشأ برکات و تحولات زیادى خواهد شد.

بر همین اساس رهبر معظم انقلاب با تأکید بر نقش روحیه انقلابى در حل مشکلات کشور فرمودند:

«جوان‌هاى عزیز ما بایستى این رویِشِ مبارکِ روحیه‌ی انقلابى را ادامه بدهند. بحث‌ها و جنجال‌ها و حاشیه‌سازى‌ها و پرداختن به چیزهاى کوچک و جزئى و مانند این‌ها مسئله‌ی کشور نیست؛ مسئله‌ی کشور، روحیه‌ی انقلابى است؛ مسئله‌ی کشور، جهت‌گیرى انقلابى است؛ و از لحاظ عملى و برنامه‌ریزى، مسئله‌ی کشور، اقتصاد است که بارها عرض کرده‌ایم، پیشرفت علمى است که بارها عرض کرده‌ایم و اتّحاد و انسجام آحاد ملّت است که این را هم‌بارها عرض کرده‌ایم. این‌ها مسائل اصلى کشور است.»

 

* مبانى روحیه انقلابى در آیات الهى‌

۱. رعایت تقواى فردى و جمعى‌

آیات بسیارى از قرآن کریم بر لزوم رعایت تقواى الهى تأکید مى‌کنند که مقام معظم رهبرى نیز با الهام از آن آیات، تقواى دینى و سیاسى را یکى از شاخصه‌هاى مهم یک فرد انقلابى مى‌داند. اگر همه مردم تقواى الهى را رعایت کنند، بسیارى از مشکلات فردى و اجتماعى به‌راحتی حل مى‌شود. قرآن کریم معیار برترى انسان‌ها را تقواى الهى معرفى مى‌کند. قرآن کریم یکى از مهم‌ترین موارد تقوا را تقواى سیاسى مى‌داند، چنان‌چه مى‌فرماید: «واَنَّ هَذا صِراطى مُستَقیمًا فَاتَّبِعوهُ ولا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُم عَن سَبیلِهِ، ذلِکُم وَصّیکُم بِهِ لَعَلَّکُم تَتَّقون. (انعام/۱۵۳) این است راه من، راهى مستقیم. از آن پیروى کنید و از راه‌هاى دیگر پیروى نکنید، تا مبادا شما را از راه او منحرف سازند. این‌ها فرمان‌هاى اوست بر شما، باشد که نجات یابید». خلاصه این‌که اگر همه مردم تقواى الهى را رعایت کنند، بسیارى از مشکلات فردى و اجتماعى به‌راحتی حل مى‌شود. قرآن کریم معیار برترى انسان‌ها را تقواى الهى معرفى مى‌کند و مى‌فرماید: «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اَتقیکُم. (حجرات/۱۵) کرامت و عظمت هر انسانى در پیشگاه الهى، تقواى اوست».

۲. پاى بندى به اصول و ارزش‌ها

اولین اثر و پیامد تضعیف روحیه انقلابى از منظر قرآن کریم کاهش پاى بندى به اصول و ارزش‌هاى اساسى انقلاب است که از مهم‌ترین دلایل انقلاب، سرنگونى طاغوت و پایه‌گذارى حکومت اسلامى بوده است که از منظر قرآن نیز مورد تأکید است. در همین رابطه قرآن مى‌فرمایند: «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنزَلَ اللهُ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْکَافِرُونَ.» (مائده/۴۵ ) و آن‌ها که به احکامى که خدا نازل کرده حکم نمى‌کنند، کافرند.

۳. افتخار به هویت و عزت ملى‌

«اى کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصارى را دوستان [خود] می‌گیرید؛ بعضى از آنان دوست بعضى دیگرند و هر کس از شما آن‌ها را به دوستى بگیرد، از آنان خواهد بود». قرآن کریم تأکید مى‌کند که عزت و شرافت و بزرگى مخصوص خدا و مؤمنین است: «وَللهِ العِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلکِنَّ الْمُنافِقیِنَ لا یَعْلَمُونَ.» (منافقون/۸). و عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمى‌دانند.

۴. استقلال‌طلبى و سلطه‌ستیزی‌

در آیه‌اى دیگر، قرآن کریم مى‌فرماید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبیلاً. (نساء/۱۴۱) و خداوند هرگز براى کافران، راهى (براى چیرگى) بر مؤمنان قرار نداده است». همه این‌ها حاکى از این است که توجه به استقلال و عزت اسلامى، یکى از مهم‌ترین آرمان‌هاى اسلام، نظام و انقلاب اسلامى است که ریشه‌هاى آن در قرآن کریم و سنت نبوى و سیره معصومین (علیهم‌السلام) وجود دارد. حکومت و کشور اسلامى نباید زیر یوغ بیگانگان برود، کشور اسلامى نباید به‌خاطر منافع دنیوى و مادى و زندگى چند روزه دنیا، عزت و شرافت خود را به بیگانگان بفروشد تا چند صباحى در ناز و نعمت باشد. کشور اسلامى باید در تمام زمینه‌ها عزت و استقلال خود را حفظ کند.

۵. عدم تبعیت از دشمن‌

آیه شریفه: «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَ جَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا. (فرقان/۵۲) از کافران اطاعت مکن، و به‌وسیله آن (قرآن کریم) با آنان جهاد کن، جهادى بزرگ». یکى از شاخص‌هاى مهم انقلاب و انقلابى ماندن عدم تبعیت از دشمن است که این عدم تبعیت با الهام از قرآن کریم «جهاد کبیر» معرفی‌شده است.