یکشنبه
۲۶ خرداد ۱۳۹۸
کد خبر : 76070
۱۹ خرداد ۱۳۹۸؛ ساعت ۹:۰۸
0 views

اشرافى‌گرى؛ بلاى کشور و جامعه انقلابى‌

اشرافى‌گرى یكى از مهم‌ترین آفاتى است كه مى‌تواند ركن اساسى قدرت در نظام اسلامى را كه پیوند مردم و مسؤولین باشد را دچار تزلزل كرده! مردمى كه مسؤولین خود را برخوردار از زندگانى مرفه و اشرافى ببیند، بدون‌شك آنان را از خود ندانسته و میل به همیارى و همكارى با حكومت از بین رفته و حكومت را به حال خود رها خواهند ساخت!

به گزارش جویباران، بیمارى‌هاى فرهنگى – اجتماعى، بیمارى‌هایى خزنده‌اند که قدرت فراگیرى داشته و خیلى زود مى‌توانند بخش‌هاى سالم جامعه را نیز به خود آلوده سازند. این بیمارى‌ها مى‌توانند بسترساز رشد دیگر بیمارى‌ها شوند و جامعه را در مسیرى قرار دهند که دیگر امکان نجات آن وجود نداشته باشد و به فروپاشى اجتماعى و استحاله هویت فرهنگى بینجامد! درمان چنین بیمارى‌هاى مهلکى نیازمند هوشمندى نخبگان و رهبران جامعه، عزم عمومى و تلاشى همه‌جانبه و اقدام به موقع است.

یکى از مهم‌ترین مسایل سال‌هاى اخیر کشور مبارزه با فساد داخلى است که مى‌تواند به مانند معضلى پرهزینه مانع توسعه و پیشرفت کشور گردد. در بررسى معضلات سیاسى – اجتماعى جوامع بشرى بدون‌شک رشد خوى اشرافى در جامعه بالاخص در میان مسؤولین کشورى‌ام الامراضى است که مى‌تواند منشا مفاسد دیگر گردد.

رهبر معظم انقلاب اسلامى نیز ریشه بحث فساد را در بسیارى از موارد ناشى از روحیه زیاده‌طلبى و اشرافى‌گرى و تجمل‌پرستى مى‌دانند. و تأکید دارند: «این‌که امام بزرگوار بارها بر حفظ زى طلبگى و داشتن زندگى ساده و معمولى مسؤولان تأکید داشتند، به همین علت بود.» (۲۹/۱/۹۷) مقام معظم رهبرى، دغدغه خود در زمینه سبک زندگى مسؤولین کشور را یادآور مى‌شوند و مى‌فرمایند: «مسؤولان در نظام اسلامى نمى‌توانند این تصور را داشته باشند که چون مسؤولان در کشورهاى دیگر از امکانات گوناگون برخوردارند، پس در نظام اسلامى نیز چنین مواردى مباح است.» چراکه «در جمهورى

ازجمله‌ى جاهایى که تقوا باید خودش را نشان بدهد اینجا است؛ یکى مسأله‌ى رعایت بیت‌المال است،… میل به زندگى تجمّلاتى و اشرافیت؛ این‌ها چیزهایى است که ما مسؤولین جمهورى اسلامى باید خیلى مراقب باشیم…

اسلامى ما با نام اسلام به‌دنبال حکومت پیامبر اسلام(ص) و امیرالمومنین(ع) هستیم»

امام خامنه‌اى در آخرین دیدارشان با مسؤولین نظام اسلامى مجددا بحث پرهیز از اشرافى‌گرى را مطرح ساخته‌اند و هم‌چنین بر مبارزه با رشد این خوى استکبارى تأکیدکردند. معظم‌له تأکید داشتند: «ازجمله‌ى جاهایى که تقوا باید خودش را نشان بدهد اینجا است؛ یکى مسأله‌ى رعایت بیت‌المال است،… میل به زندگى تجمّلاتى و اشرافیت؛ این‌ها چیزهایى است که ما مسؤولین جمهورى اسلامى باید خیلى مراقب باشیم… بنابراین کسانى‌که مسؤولیتى دارند در نظام جمهورى اسلامى، یکى از چیزهایى که باید واقعاً به آن اهتمام داشته باشند و لازمه‌ى تقوا است، این است که دنبال زندگى تجمّلاتى و تشریفاتى و مانند این‌ها نروند. زندگى معمولى داشته باشند، اسراف و مانند این‌ها نداشته باشند.» (۲۴/۲/۹۸)

راه مقابله با شیوع اشرافیت در جامعه اسلامى اقدامى عملى است که همانا ساده زیستى و روى آوردن مسؤولین به سبک زندگى اسلامى است که فراگیرى آن بدون‌شک مردم را نیز به این سمت سوق مى‌دهد. به همین جهت رهبر معظم انقلاب اسلامى تأکید دارند: «ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافى‌گرى و اسراف و زیاده‌روى را از جامعه‌مان ریشه‌کن کنیم، با حرف و گفتن نمى‌شود؛ که از یک طرف بگوئیم و از طرف دیگر مردم نگاه کنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل کنیم. عمل ما بایستى مؤید و دلیل و شاهد بر حرف‌هاى ما باشد تا این‌که اثر بکند.» (۲/۶/۸۷)

* اشرافیت و دنیاگرایى‌
اشرافى‌گرى ریشه در دنیاطلبى و حب دنیا دارد و چه خوب امیرالمومنین(ع) گوشزد مى‌کند که «حب الدنیا راس کل خطیئه» ! دنیاگرایى؛ سرآغاز انحراف در زندگى بشر و تداوم آن ایجاد جبهه مقابل جبهه حق و راه و مرام انبیاء و اولیاء الهى است. سرمنشاء تمامى ظلم‌ها و جورهاى تاریخ بشریت توسط دنیاگرایانى شکل‌گرفته که هم و توان خود را بهره‌بردارى خودخواهانه و انحصارگرایانه از مواهب الهى قرار داده‌اند. به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامى، در این مرام «اولًا به حقوق انسان‌ها ظلم مى‌شود؛ ثانیاً حق و سهم آحاد بشر از این سفره‌ى عظیم طبیعت الهى و موهبت الهى ندیده گرفته مى‌شود؛ ثالثاً همین دنیاطلبان براى این‌که به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد مى‌کنند؛ جنگ‌ها، تبلیغات دروغین، سیاست‌بازى‌هاى ناجوانمردانه؛ این‌ها ناشى از همین دنیاطلبى‌هاست.» (۲۹/۶/۸۷) لذا منشاء همه

یکى از آثار سوء رقابت در تجمل‌گرایى براى تمطع بیشتر دانست که امروز سر برآورده است. ده‌ها عوارض و فساد و بیمارى دیگر در پس این رقابت فاسد نهفته است که اگر با آن مقابله بنیادین و اساسى نشود، همچون سرطانى تمام اندام جامعه اسلامى را فرا خواهد گرفت

زشتى‌ها و پلیدى‌ها، جنگ‌ها و تجاوزها، فسادها و زیاده‌خواهى‌ها، ریشه در دنیاطلبى دارد که در جهان نابرابر امروز در قالب شکل‌گیرى استکبار جهانى و صهیونیسم بین‌الملل ظهور و بروز یافته است. خوى اشرافى‌گرى، آن روى روحیه استکبار و زیاده‌خواهى است که در حوزه فردى و سبک زندگى فردى ظهور و بروز مى‌یابد.

* اشرافیت؛ محصول لیبرالیسم‌
بنظر مى‌رسد فراگیر شدن خوى اشرافى‌گرى در دنیاى امروز را باید در بستر اعتماد به الگوهایى از توسعه دانست که ریشه در مکاتب لیبرال سرمایه‌دارى غربى دارند. مدلى از سبک زندگى که کسب ثروت به هر طریق را ارزش دانسته و رسما ایجاد فاصله طبقاتى را رکنى ضرورى براى توسعه کشور مى‌داند! و افراد جامعه را به کسب بیشترین ثروت و برخوردار از رفاه حداکثرى فردى،بى‌توجه از عدالت و برخوردارى عمومى دعوت مى کند و ایجاد کاخ‌ها را در کنار کوخ‌ها به رسمیت مى‌شمارد!

رقابت براى سهم‌خواهى و درآمد بیشتر با هدف ساختن زندگى فردى برخوردار از رفاه و ثروت، الگویى است که متاسفانه در طول دوران سازندگى در کشور رواج یافته است. حاصل ارائه چنین الگویى، رشد خوى تجمل‌گرایى و اشرافى‌گرى است که امروز چهره شهرهاى بزرگ کشور را خدشه دار کرده است و جامعه را به سمت مسابقه‌اى دعوت مى‌کند که متاسفانه در پایان راه چیزى جز پرتگاه عمیق فاصله شدید طبقاتى و فساد و نابودى و انحطاط ناشى از آن قرار ندارد.

در چنین فرآیندى است که انحرافاتى چون رشد خوى تبرج و اشرافى‌گرى گسترش یافته و پرداخت‌هاى نجومى و فیش‌هاى حقوقى غیرقابل تصور، تصورپذیر مى‌گردد! به‌واقع چنین معضلى را باید یکى از آثار سوء رقابت در تجمل‌گرایى براى تمطع بیشتر دانست که امروز سر برآورده است. ده‌ها عوارض و فساد و بیمارى دیگر در پس این رقابت فاسد نهفته است که اگر با آن مقابله بنیادین و اساسى نشود، همچون سرطانى تمام اندام جامعه اسلامى را فرا خواهد گرفت و سبک زندگى مبتنى بر الگوى اسلامى را به حاشیه رانده و الگوى زندگى غربى را به‌عنوان دیسیپلین مسلط مستقر خواهد کرد.

حکیم فرزانه انقلاب در بیانات پر دردشان در نماز عید فطر به این انحراف و ریشه‌هاى آن چنین اشاره فرموده‌اند: «ما آسیب‌هاى ناشى از فقر را شناخته‌ایم، روى آن‌ها برنامه‌ریزى مى‌کنیم، درباره‌ى آن‌ها جلسه مى‌گذاریم، امّا آسیب‌هاى ناشى از مستى اشرافى‌گرى را کأنّه درست نمى‌شناسیم؛ وقتى اشرافى‌گرى، اسراف، و تجمّل در جامعه وجود داشته باشد و ترویج بشود، این قضایا به دنبالش پیش مى‌آید و به‌وجود مى‌آید و همه دنبال این هستند که یک طعمه‌اى به دست بیاورند و خودشان را از آن سیر کنند، شکم‌ها

اشرافى‌گرى یکى از مهم‌ترین آفاتى است که مى‌تواند رکن اساسى قدرت در نظام اسلامى را که پیوند مردم و مسؤولین باشد را دچار تزلزل کرده و بین ایشان فاصله بیندازد!

را از این مال‌هاى حرام پُر کنند. با این پدیده بایستى با جدّیت مقابله بشود» (۱۶/۴/۹۵)

* اشرافیت؛ عامل واگرایى مردم و مسؤولین‌
اشرافى‌گرى یکى از مهم‌ترین آفاتى است که مى‌تواند رکن اساسى قدرت در نظام اسلامى را که پیوند مردم و مسؤولین باشد را دچار تزلزل کرده و بین ایشان فاصله بیندازد! مردمى که مسؤولین خود را برخوردار از زندگانى مرفه و اشرافى ببیند، بدون‌شک آنان را از خود ندانسته و میل به همیارى و همکارى با حکومت از بین رفته و حکومت را به حال خود رها خواهند ساخت! این واگرایى مردم از مسؤولین به‌واسطه ایجاد فاصله طبقاتى، نظام اسلامى را دچار بحران‌هاى مختلف سیاسى، امنیتى و… خواهد ساخت. به‌واقع این شکاف اجتماعى مى‌تواند تهدیدات گوناگونى را در سطوح مختلف براى نظام اسلامى به همراه داشته باشد و حتى به شورش مردم علیه مسؤولین بینجامد! مسؤولینى که به‌واسطه آلوده شدن به خوى اشرافى‌گیرى مشروعیت خود را از دست داده‌اند!

حکیم فرزانه انقلاب اسلامى در تشریح این حقیقت مى‌فرمایند: «جمهورى اسلامى دو جزء دارد: جمهورى است، یعنى مردمى است؛ اسلامى است، یعنى بر پایه‌ى ارزش‌هاى الهى و شریعت الهى است. مردمى است، یعنى مردم در تشکیل این نظام، در روى کار آوردن مسؤولان این نظام نقش دارند، پس مردم احساس مسؤولیت مى‌کنند؛ مردم برکنار نیستند. مردمى است، یعنى مسؤولان نظام از مردم و نزدیک به مردم باشند، خوى اشرافى‌گرى، خوى جدائى از مردم، خوى بیاعتنائى و تحقیر مردم در آن‌ها نباشد.» (۱۵/۷/۸۸)

* اشرافیت؛ موجب فساد و ویرانى جامعه‌
شیوع آفت اشرافى‌گرى تنها نزد مسؤولین باقى نخواهد ماند، بلکه به‌مثابه بیماریِ واگیردار و مهلکی است که جامعه اسلامى را نیز در بر خواهد گرفت! واقعیت آن است که وقتى اشرافى‌گرى در قلّه‌هاى جامعه به‌وجود آمد، خیلى زود سرریز به بدنه اجتماعى خواهد شد و آنگاه شاهد آن خواهیم بود که رقابت و مسابقه براى برخوردارى بیشتر به فرهنگ عمومى و ارزشى در جامعه تبدیل شده و همه توان جامعه را چشم و هم‌چشمى و رقابت ناسالمى خواهد گرفت که جامعه اسلامى را به قهقرا خواهد برد. اولین قربانى در این میان نیز اخلاق و معنویت است و جامعه با فاصله گرفتن از ارزش‌هاى اخلاقى در منجلاب مفاسد و بیمارى‌هاى مختلفى غرق خواهد

اولین قربانى در این میان نیز اخلاق و معنویت است و جامعه با فاصله گرفتن از ارزش‌هاى اخلاقى در منجلاب مفاسد و بیمارى‌هاى مختلفى غرق خواهد شد که جامعه انسانى را به سطح جامعه حیوانى تقلیل خواهد داد!

شد که جامعه انسانى را به سطح جامعه حیوانى تقلیل خواهد داد! بخشى از مفاسد اقتصادى – اجتماعى اعم از اختلاس، رانت‌خوارى، کلاهبردارى، حقوق نجومى، املاک نجومى، و… محصول شیوع همین بیمارى در جامعه‌اى است که اشرافى‌گرى در آن به ارزش بدل گردیده باشد!

* اشرافیت؛ عامل تغییر سبک زندگى جامعه‌
اشرافى‌گرى شاخصى مستقل وبى‌تأثیرى در دیگر ابعاد زندگى نیست، بلکه هنجار و ارزشى از یک سبک زندگى غیراسلامى است که منظومه ارزش‌هاى دیگرى را نیز در کنار خود قرار داده است. به‌واقع، رواج خوى اشرافى‌گرى، رونق و گسترش ضدارزش‌هایى چون مدگرایى، مصرفگرایى، خودبرتربینى، تبعیض و فاصله طبقاتى، تبرج، اباحى گرى و ولنگارى و… را به همراه خواهد داشت و حاصل آن تغییر سبک رندگى اسلامى – ایرانى و جایگزینى سبک زندگى غربى خواهد بود.

* اشرافیت؛ عامل اسراف و حیف و میل سرمایه ملى‌
اشرافى‌گرى را مى‌توان عامل اسراف و از بین رفتن سرمایه‌هاى مادى جامعه دانست. مولفه اصلى اشرافى‌گرى مصرف‌گرایى و هزینه کردبى‌رویه براى امورى است که جزو ضروریات زندگى به‌حساب نمى‌آید! در پس این خلق و خو، تغییر ذائقه و سیرى ناپذیرى کاذب وجود دارد که فرد را به خرید غیرمنطقى کالایى که نیازمند آن نیست، دعوت مى‌کند. این فرآیند اگر به فرهنگى عمومى بدل گردد ناخواسته بخش عظیمى از سرمایه کشور را مصروف امورى خواهد کرد که تأثیرى در پیشرفت و توسعه کشور نخواهد داشت! بالاخص آن‌که این اشرافى‌گرى معمولا با نوعى ازخودباختگى وبى‌هویتى همراه است و اولویت خود را در خرید کالاى غیرایرانى مى‌بیند، لذا اینچنین مسؤولینى را در صف حامیان واردات‌بى‌رویه کالاهاى غیرضرور و مصرفى و تجملى خارجى قرار مى‌دهد! که متاسفانه آثار آن‌را در برخى تصمیم‌گیرى‌هاى غلط اقتصادى مى‌توان مشاهده نمود.

* شجاعت در مبارزه با اشرافیت‌
یکى از نکات مهم در این مبحث، شجاعت در مبارزه با فساد اشرافى‌گرى است. این شجاعت بیش از هر کس در میان نسل جوان بالاخص جوانان مومن انقلابى و دانشجویان بیدار است که این روحیه باید در جامعه تقویت و تشویق گردد. رهبر معظم انقلاب اسلامى تأکید دارند: «شجاعت را قبول دارم؛ این احساس روحیه‌ى تهاجم را در جوان دانشجو و جوان انقلابى را من کاملاً قبول دارم. بایستى این ارزش‌ها به‌صورتِ صریح، هوشیارانه، دائماً مطالبه بشود؛ [از سوى‌] جوانِ پاى کار. [مقابله‌] با اشرافیگرى؛ یعنى در افکار عمومى، اشرافى‌گرى نفى بشود.» (۷/۳/۹۷)

 

محسن رحمانی واسوکلایی


تگ:


نظر شما:

1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
4- لطفا نظر خود را به صورت فارسي تايپ نماييد.
5- نظري که حاوي هر گونه توهين باشد، انتشار داده نمي‌شود.
نام *
ایمیل *

اخرین اخبار