به گزارش جویباران، در حالى که مقامات آمریکایى تا چندى پیش براى ایران شاخ و شانه مى‌کشیدند و از اعمال تحریم‌هاى اقتصادى گرفته تا روى میز بودن گزینه نظامى سخن مى‌گفتند، در هفته‌هاى اخیر با تغییر لحن تهدیدآمیز، خود را مشتاق مذاکره با ایران نشان مى‌دهند. مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا اخیرا در سفر خود به سوئیس اعلام کرد که کشورش حاضر است بدون پیش‌شرط با ایران مذاکره کند. البته وى تأکید کرد که آماده مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران است اما افزود که لازم است تا ایران مانند «یک کشور عادى» رفتار کند. وى هم‌چنین مدعى شد که حکومت ایران به تلاش‌هاى توسعه‌طلبانه خود در تمام دنیا ادامه مى‌دهند، این همان چیزى است که آمریکا به‌دنبال تغییر آن است. وزیر خارجه آمریکا در حالى از آمادگى کشورش براى مذاکره بدون پیش‌شرط سخن مى‌گوید که پیشتر ۱۲ شرط براى آغاز گفت‌وگو با ایران مطرح کرده بود، شروطى که البته از سوى ایران هیچ اعتنایى به آن‌ها نشد. سوالى که اکنون مطرح مى‌شود این است که اظهارات پمپئو در مورد مذاکره بدون پیش شرط را یک نوع عقب نشینى باید دانست یا آن‌که باید آن‌را تنها تغییر تاکتیکى با هدف محقق کردن اهداف آمریکا به روش‌هاى دیگرتصور کرد؟

 

* بازى آمریکا با واژه مذاکره‌

واقعیت این است که آمریکا در شرایط فعلى از مذاکره به‌عنوان یک تاکتیک براى رسیدن به اهداف خود استفاده مى‌کند. مقامات این کشور در چند هفته اخیر به روش‌هاى مختلف اعلام آمادگى کرده‌اند تا با ایران بدون پیش شرط مذاکره کنند. اما سؤال اساسى این است که مذاکره بر سر چى؟ آمریکا در این مورد در این باره توضیح بیشترى نمى‌دهد، به‌جز آن‌که مى‌گوید «ایران باید یک کشور عادى باشد.» اگر بپرسیم عادى بودن یعنى چه یا چطور عادى باشیم، تازه مى‌رسیم به همان ۱۲ شرط کذایى ! پس ظاهراً اآمریکا حاضر است درباره آن ۱۲ شرط – که تقریباً همه ماهیت ایران را از بین مى‌برد – بدون پیش‌شرط مذاکره کند! یعنى آمریکا براى آن ۱۲ شرط خود، شرط دیگرى نمى‌گذارد و این‌را یک امتیاز به ایران معرفى مى‌کند!

کلمه مذاکره تبدیل به نوع جدیدى ازسیاست‌هاى آمریکا شده است. در هفته‌هاى اخیر دونالد ترامپ بارها از مذاکره با ایران سخن گفته است و حتى از نخست‌وزیر ژاپن خواسته تا بین تهران و واشنگتن میانجى شود. اخیرا رسانه‌هاى عراقى هم اعلام کردند که پمپئو در سفر اخیر خود به عراق، به نخست‌وزیر این کشور گفته است که ترامپ به‌دنبال جنگ با ایران نیست و تنها در پى توافقى است که آن‌را به نام خود ثبت کند. تمایل آمریکایى‌ها براى مذاکره با ایران درحالى است که در ماه‌هاى اخیر، تنش‌ها بین ایران و آمریکا تشدید شده است. آمریکا به‌دنبال توافقى جدید درباره برنامه هسته‌اى و موشکى ایران است، اما مقامات ایرانى گفته‌اند که به‌وهیچ‌وجه مذاکره جدید در کار نخواهد بود و برنامه موشکى ایران جنبه دفاعى دارد و قابل مذاکره نیست. از طرفى، واشنگتن درحالى به‌دنبال توافق جدید هسته‌اى است که پنج کشور قدرتمند پس از یک دهه تلاش، در سال ۱۳۹۴ برجام را امضا کردند، ولى ترامپ با این ادعا که برجام بدترین توافق تاریخ است، از آن خارج شد.

در این بین، سخنگوى وزارت امور خارجه ایران در واکنش به صحبت‌هاى پمپئو تأکید کرد که براى جمهورى اسلامى ایران بازى با کلمات و بیان اهداف پنهانى در قالب کلمات جدید ملاک عمل نیست، بلکه تغییر رویکرد کلى و رفتار عملى آمریکا در قبال ملت ایران ملاک است.

اما رفتارهاى آمریکا با درخواست‌هاى این کشور همخوانى ندارد و از یک طرف درخواست مذاکره مى‌دهد و از سوى دیگر، ایران را در بخش پتروشیمى تحریم مى‌کند. البته اکنون نیز ادعاى ضرورت رفتار ایران به‌عنوان «یک کشور نرمال» و هم‌چنین تأکید بر «مقابله با اقدامات شریرانه ایران»، عملا در بردارنده همان شروط، هرچند ضمنى است؛ به عبارت دیگر، تعریف ایران به‌عنوان یک کشور نرمال از دید آمریکا، خواه ناخواه دربرگیرنده همان ادعاهاى سابق خواهد بود و به نظر مى‌رسد این امر اکنون مبهم‌تر بیان شده است.

 

* سناریوها ى محتمل در رفتار جدید مقامات آمریکایى‌

اما در فضاى رسانه‌اى اظهارات پمپئو در مورد گفتگوى بدون پیش شرط با ایران نوعى عقب نشینى معرفى شده است. اما آیا در واقعیت نیز این مسأله نوعى عقب نشینى است یا سناریوهاى دیگرى در پشت‌پرده از سوى ترامپ و تیم وى دنبال مى‌شود؛ در این‌رابطه به چند سناریو مى‌توان اشاره کرد:

۱- در سناریوى نخست، این گزینه مطرح است که باتوجه به این‌که کمپین انتخاباتى ترامپ به‌زودى آغاز به‌کار مى‌کند و وى براى دور دوم ریاست‌جمهورى، خود را آماده مى‌کند، به یک برگ برنده نیاز دارد. از آن‌جایى که پروژه ونزوئلا و کره‌شمالى در حوزه سیاست خارجى آن‌گونه که رئیس‌جمهور آمریکا مایل بود، پیش نرفت و در مورد ایران نیز تاکنون نتیجه مشخصى حاصل نشده است، بنابراین ترامپ عزم خود را جزم کرده که در یک حوزه سیاست خارجى، موفقیتى کسب کند. درحال‌حاضر نیز دردسترس‌ترین گزینه براى ترامپ، مذاکره با ایران است. حتى صرفا آغاز مذاکره و نه به نتیجه رسیدن آن، پیش از انتخابات آمریکا مى‌تواند یک برگ برنده براى رئیس‌جمهور آمریکا محسوب شود.

۲-  در سناریوى دوم برخى معتقد هستند آنچه که موجب عقب‌نشینى ترامپ شد، به اقدامات متقابل ایران و سیاست‌هاى تهران در حوزه بازدارندگى بازمى گردد. این سیاست‌ها و اقدامات در حوزه میدانى و سیاسى، آمریکا را به تعدیل رفتار واداشت تاجایى که ابتدا ترامپ و سپس پمپئو نیز از شروط ۱۲ گانه عقب‌نشینى کردند.

۳-در این بین، سناریوى سومى نیز مطرح است مبنى بر این‌که پیشنهاد مذاکره بدون پیش‌شرط از سوى آمریکا، تداوم فریبکارى آن کشور است. وزیر امور خارجه آمریکا در سوئیس اعلام کرد که آماده مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران پیرامون برنامه هسته‌اى است و تأکید کرد که این مذاکره به‌صورت مستقیم و با انجام ارزیابى مستقل از برنامه هسته‌اى ایران خواهد بود. این در حالى است که آژانس بین‌المللى انرژى اتمى به‌عنوان تنها مرجع قانونى ارزیابى پایبندى ایران به برجام، اخیرا در آخرین گزارش خود براى پانزدهمین بار پایبندى ایران به تعهداتش را اعلام کرد. حال اگرچه پیشنهاد پمپئو در ظاهر، عقب‌نشینى از بیانیه ۱۲ شرطى براى مذاکره است اما در عمل، اقدامى فریبکارانه براى تحت فشار قراردادن ایران با ایجاد مسیرى انحرافى است.بى‌شک آمریکا به‌دنبال از بین بردن مرجعیت آژانس بین‌المللى انرژى اتمى وبى‌اعتبارسازى گزارش‌هاى ۱۵گانه آن و هم‌چنین زمینه‌سازى براى ارائه گزارشى آمریکایى درباره نقض برجام از سوى ایران است. تداوم رفتارهاى فریبکارانه آمریکا نشان مى‌دهد که برآورد ایران نسبت به ضرورت اتخاذ راهبرد «مقاومت فعال» در قبال زیاده‌خواهى‌ها و نقض مکرر تعهدات از سوى آمریکا، کاملا هوشمندانه و اجتناب‌ناپذیر بوده است.

 

* نتیجه‌

«مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا سال گذشته در سخنان ضدایرانى در محل اندیشکده «هریتیج»، ۱۲شرط را براى ایران عنوان کرد و گفت اگر ایران به آن‌ها عمل کند آمریکا حاضر است تا روش خود را تغییر دهد. توقف فعالیت موشکى، توقف حمایت ایران از محور مقاومت در منطقه، توقف غنى‌سازى، بازرسى نامحدود ماموران آژانس از تمامى سایت‌هاى ایرانى، آزادى جاسوسان آمریکایى دستگیر شده در ایران، خروج نیروهاى مستشارى ایران از سوریه، خلع سلاح حشدالشعبى در عراق و… ازجمله شروط پمپئو براى ایران بود. اما وى اخیرا از گفتگوى بدون پیش‌شرط با ایران سخن گفت. به نظر مى‌رسد محتمل‌ترین سناریو در این مورد را باید فریبکارى جدید و بازى جدید آمریکا دانست. چراکه در درجه اول ایران با توجه به سابقه مذاکره با آمریکا قطعا تن به مذاکره جدید با مختصاتى که آمریکایى‌ها مى‌خواهند نخواهد داد و از سوى دیگر، هیچ تضمینى براى ایران وجود ندارد که در صورت مذاکره با ترامپ و رسیدن به توافق، رئیس جمهور بعدى آمریکا نیز به این توافق پایبند باشد. علاوه بر این، نکته مهم این است که آمریکا قرار است بر سر چه مسائلى با ایران مذاکره کند. اگر مسأله هسته‌اى مد نظر است که ایران در سال ۹۴ با آمریکا و ۵ کشور دیگر توافق برجام را امضا کرد و به تعهدات خود نیز تاکنون عمل کرده که آژانس انرژى اتمى ۱۵ بار تعهد ایران به مفاد برجام را تأیید کرده است. این در حالى است که این آمریکا بوده که از این توافق خارج شده است. بنابراین اگر قرار است در مورد هسته‌اى گفتگویى صورت بگیرد آمریکا باید با بازگشت به توافق برجام و انجام تعهدات خود نسبت به ایران اقدام کند. از سوى دیگر اگر هدف آمریکا از گفتگو، مذاکره در مورد بحث موشکى و توان نظامى ایران است که رهبر معظم انقلاب به‌صراحت اعلام کردندکه بر سر «مسائل ناموسى» مذاکره‌اى صورت نخواهد گرفت.

بنابراین مى‌توان به این نتیجه رسید که ادعاى آمریکا در مورد مذاکره و گفتگوى بدون پیش شرط تنها یک فریب بزرگ و جنگ روانى از سوى آمریکا است. هدف واشنگتن نیز ایجاد شکاف داخلى بین جریان‌هاى سیاسى داخل ایران است تا حامیان مذاکره را در برابر مخالفان مذاکره با آمریکا رو درروى یکدیگر قرار دهد و همزمان با ایجاد فشار حداکثرى به ایران از خارج، در عرصه داخلى نیزبى‌ثباتى سیاسى را رقم بزند.

در فریبکارى آمریکا در مورد مذاکره بدون پیش شرط همین بس که پس از چند روز از سخنان پمپئو در مورد مذاکره بدون پیش شرط با آمریکا، دفتر کنترل دارایى‌هاى خارجى وزارت خزانه‌دارى آمریکا شرکت صنایع پتروشیمى خلیج فارس و هم‌چنین ۳۹ شرکت وابسته به صنایع پتروشیمى خلیج فارس را تحریم کرد. علاوه بر این، نشانه دیگر فریبکارى آمریکا این است که مایک پمپئو به‌تازگى در نشست خبرى مشترک باهایکو ماس، وزیر خارجه آلمان صراحتا خواستار تصویب بدون تاخیر و بدون شرطِ لوایح گروه ویژه اقدام مالى (FATF) از سوى ایران شده است. وزیر خارجه آمریکا گفته: «ایران به‌طور کامل نتوانسته تعهدات خود ذیل برنامه اقدام FATF که در سال ۲۰۱۶ پذیرفته است را اجرا کند. به‌عنوان بخشى از برنامه اقدام، ایران متعهد شده که دو کنوانسیون پالرمو (مقابله با جرائم سازمان یافته فراملى) و CFT(مقابله با تأمین مالى تروریسم) را تصویب کند؛ اما همان‌طورکه از اصلى‌ترین حامى تروریسم در جهان (!) انتظار داشتیم، آن‌ها تصمیم گرفته‌اند این کار را انجام ندهند.» در واقع درخواست آمریکا از ایران در مورد FATF دقیقا به‌معناى همان ۱۲ شرطى است که پمپئو سال گذشته براى مذاکره با ایران اعلام کرده بود. بنابراین ادعاى مذاکره بدون پیش شرط با ایران را باید تنها یک فریب و بازى جدید از سوى آمریکا دانست که با هدف‌بى‌ثباتى سیاسى در داخل ایران انجام شده است.

در کل، مى‌توان اظهارات پمپئو در مورد گفتگوى بدون پیش شرط با ایران را این‌گونه تحلیل کرد که تغییر موضع واشنگتن از یکسو نشان مى‌دهد که بلوف واشنگتن درباره حمله نظامى به ایران صرفا ابزارى براى عملیات روانى علیه مردم و مقامات ایرانى بود و خود آمریکایى‌ها نیز به‌خوبى مى‌دانند که گزینه نظامى در واشنگتن به هیچ عنوان روى میز نیست. علاوه بر این، تغییر موضع آمریکایى‌ها هم‌چنین نشانه‌اى از یک عقب‌نشینى تاکتیکى بود. ترفندى که این‌گونه تلقین کند که آمریکا با تمام وجود خواهان رفع اختلافات با ایران است. در واقع زمانى که پمپئو مى‌گوید ایران باید یک کشور نرمال وعادى شود، منظور او این است که قدرت موشکى ایران باید تعطیل شود، ایران باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد، محور مقاومت نباید توسط ایران تقویت شود، برنامه هسته‌اى صلح‌آمیز ایران باید کاملا تعطیل شود و ده‌ها مورد دیگر. این مسائل نشان دهنده این است که مذاکره و گفتگوى بدون پیش شرط که این روزها آمریکایى لقلقه زبانشان شده، صرفا یک عملیات فریب است.

 

گزارش/ محسن رحمانی واسوکلایی