به گزارش جویباران،  دولت‌هاى استعمارگر غرب که در دوره سلطنت پادشاهان قاجار براى اجراى سیاست‌هاى استعمارى خود دین و مذهب و نهادهاى دینى همچون حوزه و روحانیت را مانعى جدى یافته بودند، سعى نمودند تا با به قدرت رساندن شخصى وابسته و خودکامه همچون رضاخان این مانع مهم را از سر راه خود برداشته و با اعمال تغییرات اساسى مدنظر خود این هدف را محقق نمایند.ازاین‌رو رضاخان که با این حمایت‌ها به قدرت رسید و با تجربه تاریخى که از جایگاه و قدرت دین و روحانیت در جامعه ایران داشت، ابتدا سعى نمود که با اجراى سیاست‌هاى مزورانه و تظاهر به دین‌دارى، حمایت علما و روحانیون را جلب نماید. اما پس از استحکام پایه‌هاى قدرت و سلطنت خود، با الگوپذیرى از دولت‌هاى غربى و نیز کشورهاى غرب‌گرایى همچون ترکیه که سیاست‌هاى استعمارى و ضد دینى این کشورها را در سطح وسیع اجرا نموده بودند و نیز با این تلقى که دین همچون خرافات مانع هرگونه پیشرفت کشور است، به مبارزه جدى با هرگونه مظاهر و سنت‌ها و آموزه‌هاى دینى پرداخت.

 

رضاخان؛ مأمور اجراى سیاست‌هاى استعمارى و دین‌ستیزانه غرب

از اولى‌ترین این آموزه‌ها که از دوران‌هاى گذشته با فرهنگ و سبک زندگى اجتماعى و فردى مردم و بانوان ایران آمیخته‌شده و به رفتارى ارزشى و دین‌دارانه تبدیل شده بود، «حجاب و پوشش اسلامى» بانوان مسلمان ایران بود راهبردى که «همفر»، جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، در کتاب خاطرات خود به لزوم اجراى آن اذعان‌دارد و معتقد است که یکى از نقاط قوت و نیرومندى اسلام و از علل پیشرفت مسلمانان، حجاب زنان است که موجب جلوگیرى از فساد و روابط نامشروع مى‌گردد و باید براى نیل به اهداف استعمارگرانه، نابودى آن‌را در سرلوحه‌ى اقدامات وزارت مستعمرات انگلیس قرارداد.

او هم‌چنین دراین‌باره مى‌گوید: «در مسأله‌ى ‌بى‌حجابى زنان، باید کوشش فوق‌العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بى حجابى و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس‌ازآن‌که حجاب زن با تبلیغات وسیعى از میان رفت، وظیفه‌ى مأموران ما آن است که جوانان را به عشق‌بازى و روابط جنسى نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین‌وسیله فساد را در جوامع اسلامى گسترش دهند.» (خاطرات همفر، جاسوس انگلیسى در ممالک اسلامى،ص‌۸۴)

رضاخان با این طرز تفکر که مى‌پنداشت هرگونه تغییرى براى اصلاح جامعه و پیشرفت آن باید ابتدا از تغییر پوشش و ظاهر آغاز شود، به مبارزه علنى با این نوع پوشش و تغییر لباس زنان و مردان ایرانى و کشف حجاب اقدام نمود. در حقیقت رضاخان مأمور بود تا این‌راهبرد استعمارى غرب در مبارزه با دین و مظاهر دینى را عملى نماید.او ابتدا براى این‌که جامعه را براى این تغییرات بنیادین آماده سازد، اقداماتى علنى براى کشف حجاب انجام داد؛ چنان‌که در بهمن ۱۳۱۳، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصیل مشغول شوند و یا در پایان جشن شیراز، عده‌اى از دختران بر روى صحنه نمایان شدند و ناگهان نقاب از چهره برگرفتند و به رقص و آوازه‌خوانى مشغول شدند. با اقداماتى از این قبیل حکومت رضاخان به‌طور علنى برنامه کشف حجاب خود را به اجرا گذاشت. پس‌ازاین اقدامات اجتماعى علنى، قانون کشف حجاب به همراه قوانین دیگرى همچون قانون لباس متحدالشکل در مجلس شوراى ملى تصویب و براى اجرا ابلاغ شد.

حادثه مسجد گوهرشاد؛ سند تاریخى غیرتمندى مردم مسلمان ایران

پس‌ازآن که زمزمه شوم نقشه ننگین رضاخانى جهت به تاراج دادن ارزش‌هاى دینى در قالب کشف حجاب به مردم رسید اعتراضات سراسرى، کشور را فراگرفت. در این میان یکى از علماى مشهد در شوراى مجتهدان شهر، به‌عنوان نماینده معرفى شد تا با رضاخان مذاکره کند ولى به‌محض رسیدن به تهران، به دستور رضاخان بازداشت و در رى ممنوع‌الملاقات گردید. مردم که در مسجد گوهرشاد مشهد به این امر اعتراض داشتند، با سخنرانى وعاظ، شورى چند برابر یافته و خواهان مراجعت آن عالم شدند. در ادامه اعتراضات، در روز شنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴، در مسجد گوهرشاد، شعارهاى ضد سلطنت و ضد حجاب‌زدایى داده شد و مسجد، یکپارچه سرود مقاومت سر مى‌داد. قواى دولتى که مقاومت مردم را دیدند به دستور رضاخان به اجتماع آنان یورش برده و در کشتارى خونین و وحشیانه بین ۲ تا ۵ هزار نفر را کشتند. کامیون‌هاى بسیارى، اجساد مبارزان را که جز سلاح ایمان و شهادت، سلاح دیگرى نداشتند جابه‌جا کردند. به گفته شاهدان عینى، مأموران دولتى، شهدا و زخمى‌ها را به‌وسیله ۵۶ کامیون منتقل کرده و در خندق‌هایى که در اطراف مشهد پیش‌بینى شده بود دفن نمودند.

این فاجعه هولناک کشتار وحشیانه رضاخان در آستان مقدس رضوى، اگرچه در آن زمان پایان یافت ولى یاد حماسه خونین این نهضت اسلامى و برخاسته از باورهاى ارزشى مردم، براى همیشه درتاریخ مبارزات اسلامى ملت غیرتمند و عزت طلب ما باقى ماند و نشان داد ماهیت اصلى تمدن غربى و ضد دینى که رضاخان قصد داشت آن‌را در جامعه ایران پیاده نماید و نیز نسخه تجویزى روشنفکران براى مدرن شدن جامعه ایران، نه‌تنها به مقدس‌ترین اعتقادات آن‌ها، بلکه به جان آن‌ها نیز رحم نمى‌کند.