به گزارش جویباران، پس از انتصاب حجت‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی در اسفندماه سال گذشته به عنوان رئیس قوه قضائیه موج مثبتی از سوی افکار عمومی نسبت به جدیت برخورد با مفسدان و متخلفان ایجاد شد.

رئیسی عدالت و مبارزه با فساد را یکی از مأموریت‌های هفتگانه‌ای دانست که رهبر معظم انقلاب برای همه به ویژه مدیران کشور تعیین کرده‌اند. وی معتقد است در برخورد با مرتکبین فساد هیچگونه خط قرمزی را قائل نیست و هیچ تفاوتی را بین مفسدین دانه درشت و کوچک قائل نمی‌شود.

در دوره جدید ریاست قوه قضاییه برخوردها با مفسدین و اخلالگران اقتصادی با جدیت آغاز شد و بسیاری از آنان دستگیر و محاکمه شدند.

در بین مجرمان افرادی نیز به برخی از مسئولین منسوب بودند ولی هیچ اقماضی از سوی این قوه به آنان نشد. این شدت برخورد از سویی موجب ایجاد اعتماد و روزنه امید در بین مردم ایران شد، آن هم در دورانی که رسانه‌ها هر ساعت از کشف اختلاس و سواستفاده برخی از عناصر از بیت المال خبر می‌دادند.

همانطور که حجت‌الاسلام رئیسی در ابتدای دوره کاری خود گفت: شناسایی و برخورد قانونی و عبرت آموز سبب ایجاد اعتماد مردم به مقابله نظام با مفاسد می شود.

اما از سوی دیگر این برخوردهای قاطعانه دستگاه قضا نسبت به متخلفین به مذاق برخی از خواص خوش نیامد زیرا برخی از متهمان و مجرمان دستگیر و شناسایی شده از نزدیکان و وابستگان آنان بودند. تا جایی که یکی از مسئولین دولت در سخنرانی خود اینطور بیان می‌کند «آیا با دادگاه و دستگاه قضا فساد از بین می‌رود؟ با بگیر وببند و دادگاه فساد برطرف نمی‌شود»

اما دستگاه قضا در اجرای عدالت و احقاق حقوق ملت و برخورد با مفسدان کوتاه نیامد و به مسیر خود ادامه داد. اما در روزهای اخیر ماجرای دخترآبی و خودسوزی سحر خدایاری رمزآغاز تخریب دستگاه قضا شد.

ماجرایی که ورای واقعیت اتفاق افتاده با حمایت برخی از رسانه‌های نزدیک به یک جریان خاص و ورزشکاران و سلبریتی‌های همیشه در صحنه! به موضوع اصلی کشور درآمد.

ولی ماجرای چیز دیگری است و همچون گذشته این خواص، بدون آگاهی و مشخص کردن صحت موضوع انگشتان خود را در شبکه‌های اجتماعی به کار انداختند و صدای دخترآبی شدند و اقدام به شایعه پراکنی و دامن زدن به دروغ‌های ضدانقلاب کرده‌اند. در این بین برخی از سیاسیون و نمایندگان مجلس که آن‌ها هم از قضا نزدیک به این جریان خاص و منتقد دستگاه قضایی هستند وارد میدان شدند و برتبل دروغ دخترآبی کوبیدند. اما آن چیزی که عجیب است هم‌زمانی این اتفاق با روز عاشورا و حرکت مقتدرانه دستگاه قضا در برخورد با مفسدین دو فرضیه را ایجاد می‌کند.

فرض اول؛ همزمانی آن با روز عاشورا و منحرف کردن ذهن مردم از عزاداری برای سیدوسالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) به مرگ یک دختر که بنا به گفته پدرش مشکل اعصاب و روان داشته و جازدن آن به‌جای آیسان احتشامی(دخترآبی) کمی قابل تأمل است و مهم‌تر از همه اینکه در سال ۸۸ یعنی ۱۰ سال پیش هم در روز عاشورا نیز این هتک حرمت به ساحت اباعبدالله الحسین(ع) اتفاق می‌افتد!

فرض دوم، هم صدا شدن رسانه‌های داخلی، نمایندگان و سیاسیون نزدیک به یک جریان خاص و همراهی همیشگی سلبریتی‌ها در تخریب نهادها و موضوعات انقلابی در حمله و تخریب دستگاه قضا، آن هم در زمانی که این نهاد به صورت قاطعانه و شدیدی در حال برخورد با مفسدین اقتصادی است، کمی ذهن را به فکر فرو می‌برد که چرا این دو اتفاق هم‌زمان با هم رقم خورد و این فرضیه را ایجاد می‌کند که آیا بروز چنین حادثه‌ای برنامه‌ریزی شده و با اهداف خاصی انجام شده بود یا خیر؟ آیا اتاق‌های فکر معاندان نظام و برخی عناصر و رسانه‌های داخلی در این ماجرا نقش داشته‌اند؟ بزودی زوایای این ماجرا آشکار خواهد شد. اما حق و حقیقت همیشه مشخص و به سرعت چهره منافقین آشکار می‌شود و این بصیرت، علم و آگاهی ملت شریف ایران عزیز است که باید در چنین حوادثی افزایش پیدا کند تا به راحتی در زمین دشمن بازی نکنند.