به گزارش جویباران، ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، روز اعلام نتایج همه‌پرسى در مورد نوع حکومت پس از انقلاب اسلامى بود که طى آن ۲/۹۸ درصد مردم ایران به «جمهورى اسلامى» رأی آرى دادند. مردم ایران اسلامى اگرچه در طول مبارزات انقلابى خود شعار استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى را در سرلوحه شعارهاى خود قرار داده بودند و به‌این‌ترتیب با فریادهاى خود اجماع قاطع خود را در مورد جمهورى اسلامى اعلام کرده بودند اما جهت تثبیت ثمره مبارزات اسلامى خود در روزهاى دهم و یازدهم فروردین ۵۸ با حضور در پاى صندوق‌هاى رأی به «جمهورى اسلامى» رأی قاطعى دادند.گذشت چهل سال از آن تاریخ نمادهای این مردم‌سالاری به‌خوبی قابل‌مشاهده است. مهم‌ترین نشانگان تحقق مردم‌سالاری دینی در پرتو نظام جمهوری اسلامی عبارت‌اند از:

 

  1. نقش مردم در پیروزى انقلاب اسلامى‌

اولین نشانه مردم‌سالار بودن انقلاب اسلامى حضور همه‌جانبه اقشار مختلف مردم در انقلاب بود. انقلاب اسلامى برخلاف بسیارى از انقلابات مشهور قرون جدید که یا مبتنى بر منافع طبقاتى شکل‌گرفته‌اند و یا توسط بخش خاصى از جامعه هدایت و حمایت‌شده‌اند و اهداف خاص قشرى، طبقاتى، فرقه‌اى را هدف قرار داده‌اند، نهضتى بود که اهداف خود را منافع همه اقشار و طبقات و توده‌هاى ملت با همه اعتقادات و گرایش‌هاى مذهبى قرار داده بود و به دنبال شکل‌گیرى نظامى بود که همه مردم ایران‌زمین در آن از حقوق اولیه انسانى برخوردار باشند و با این اهداف توانسته بود که همه اقشار مختلف جامعه را به صحنه مبارزه با رژیم کشانده و پیر و جوان، شهرى و روستایى، باسواد و بى‌سواد، و همه و همه را در این «اعتراض بزرگ» همراه نماید. به همین خاطر انقلاب اسلامى را بى‌شک مى‌توان بزرگ‌ترین انقلاب مردمى عصر حاضر دانست.

 

  1. نقش مردم در تأسیس و تثبیت نظام جمهورى اسلامى‌

با پیروزى انقلاب اسلامى مردم به خانه‌هاى خود بازنگشتند و زمام امور را به نخبگان و سیاسیون نسپردند تا آن‌ها برایشان تصمیم‌سازى نمایند و آن‌ها تنها در وضعیتى انفعالى نظاره‌گر مسائل باشند. انقلاب اسلامى حرکتى بود که مردم بعد از پیروزى انقلاب همچنان درصحنه ماندند تا ایدئولوژى‌هاى تنگ‌نظر «نخبه سالار»، «تبارسالار»، «اریستوکرات» و «الیگارشیک» را از صحنه رانده و گام‌به‌گام با هدایت «رهبرى مردمى» و مبتنى بر آموزه‌های «دینى الهى» نظام سیاسى جدید را شکل دهند.

این جهت‌گیرى برخاسته از نگاهى رهبرى الهى بود که در رأس این نهضت قرار داشت و او با تمام وجود به ملت خویش باور داشت. به همین خاطر از روز اول پیروزى نهضت از مردم خواست تا در گام‌به‌گام فرآیند شکل‌گیرى نظام رأی خود را اعلام نمایند. رفراندوم جمهورى اسلامى، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساس، رفراندوم قانون اساسى، انتخابات مجلس شوراى اسلامى، انتخابات ریاست جمهورى، انتخاباتى بود که در دو سال ابتدایى شکل‌گیرى این نظام سیاسى با حضور پرشکوه مردم برگزار شد و نظام سیاسى مبتنى بر خواست و رأی ملت قانونى شد.

 

  1. نقش مردم در انتخاب مسؤولین‌

در جمهورى اسلامى همه ارکان نظام به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق رأی ملت برگزیده‌شده‌اند. در این میان جایگاهى نیست که مردم در قدرت‌یابى آن نقشى نداشته و از نظارت و کنترل مردمى دورمانده باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامى به این حقیقت چنین اشاره دارند: «نظام جمهورى اسلامى به معنای حقیقى کلمه، نظام مردم‌سالار و متکى به مردم است. شما ببینید؛ هرسالی تقریباً یک انتخابات. کشورى با شصت، هفتاد میلیون جمعیت، هرسال یک انتخابات در همه‌ى شئون، از رهبرى نظام گرفته تا رئیس‌جمهور، تا نمایندگان و تا شوراها. مردم این‌ها را انتخاب کنند و این‌ها با انتخاب مردم سرکار مى‌آیند.» (۲۲/۲/۸۲)

 

  1. مکلف بودن مسؤولین در برابر مردم‌

از دیگر نمادهاى مردم‌سالار بودن نظام اسلامى نگاه خدمتگزار بودن مسؤولین در برابر مردم است. نظام اسلامى مسئول را خادم و وکیل ملت دانسته و براى آن نوعى تفوق و برترى قائل نیست، لذاست که مسؤولین باید در برابر مردم پاسخگو بوده و با «عمل صالح» خویش در جایگاه مسؤولیت رضایت مردم را به همراه داشته باشند. این پاسخگویى در برابر ملت کلید مهار قدرت و خودکامگى است که یکى از مؤلفه‌های اساسى در آموزه‌هاى حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامى نیز به شمار مى‌آید.

 

  1. بهره‌بردارى از فکر و عمل مردم در اعتلاى کشور

مشورت با مردم و بهره‌بردارى از فکر و عمل مردم در اعتلاى کشور نیز نماد دیگرى از جلوه‌هاى مردم‌سالارى در نظام مقدس جمهورى اسلامى است. بدین معنا که مردم در عرصه‌هاى ساختن کشور بازیگر اصلى محسوب شده و علم و توان و استعداد آن‌هاست که قرار است نظام اسلامى را شکل دهد. نظام سیاسى که مبتنى بر استقلال فرهنگى، سیاسى و اقتصادى شکل‌گرفته باشد و هرگونه استیلا و وابستگى به بیگانگان را نفى نماید بى‌شک با روی گرداندن به مردم، تلاش خواهد نمود که براى حل معضلات و مشکلات به استعدادهاى درونى خویش بنگرد و چنین است که مردم در امور محوریت خواهند یافت. انقلاب اسلامى نیز مبتنى بر این باور ساختارمند گردیده است.

 

  1. لزوم آگاه‌سازى دائمى مردم‌

عنصر دیگرى که از جایگاه رفیع مردم در نظام مردم‌سالارى دینى حکایت دارد، اهمیت آگاه‌سازى دائمى مردم از حوادث و تحولات سیاسى – اجتماعى و تصمیم‌گیری‌ها و اتفاقات نظام سیاسى است.

اغلب نظام‌هاى سیاسى مدعى دموکراسى امروزه ترجیح مى‌دهند تا با نوعى غفلت زایى مردم را از روند حوادث و اتفاقات کشورشان بى‌اطلاع نگه‌دارند و در سایه این بى‌خبرى منافع فردى، حزبى و طبقاتى خود را پیگیرى نماید. امروز حتى شعار مذموم «سیاست را باید به سیاسیون سپرد» به مؤلفه مترقى توسعه سیاسى در این رژیم‌ها مبدل گردیده و تئوریسین‌ها و ایدئولوگ‌هاى این نظام‌ها عدم حضور مردم در عرصه انتخابات و بى‌اطلاعى اغلب مردم جامعه از تصمیم‌گیری‌های سیاسى کشور را نماد توسعه‌یافتگی و تفکیک و تقسیم صحیح امور در این کشور معرفى نمایند. این در حالى است که بنیان‌هاى فکرى انقلاب اسلامى برخلاف این نگرش بر اطلاع‌یابی و آگاهى بخشى دائم مردم به‌عنوان رکن اصلى جامعه اسلامى بنا نهاده شده است.